ریحانه ی حسین س
تومان859.000 – تومان3.997.000محدوده قیمت: تومان859.000 تا تومان3.997.000
ریحانةُ الحُسین
تابلوی «ریحانةُ الحُسین» جلوهای لطیف و معنوی از حضرت رقیه (س)، دختر کوچک و دلبند امام حسین (ع) را به تصویر میکشد. فضای نورانی اثر، ابرهای ملکوتی، پرچم سرخ حرم و حس آرامش آسمانی، نمادی از پاکی، معصومیت و عشق بیپایان اهلبیت (ع) است. این تابلو با طراحی احساسی و روحنواز، انتخابی خاص برای عاشقان حضرت رقیه (س) و دکورهای مذهبی و عاشورایی محسوب میشود.
عکس ارسالی شما شامل واترمارک و حواشی طراحی نمیباشد و صرفاً تصویر اصلی تابلو بهصورت خام و باکیفیت ارسال خواهد شد. نسخه ارسالی فاقد قاب و المانهای تزئینی موجود در پیشنمایش است
| سایز |
100*70 ,20*30 ,50*35 ,50*70 |
|---|
ای پدر! چشم تو روشن؛ شب بیداری ماست
به اباالفضل بگو: وقت علمداری ماست
خصم، بیهوده به ما سلسله بست؛ ای بابا!
کاروان بعد تو، ساکت ننشست؛ ای بابا!
حیدر قافلهات، تیغ دو دم را برداشت
به اباالفضل بگو: عمّه، عَلَم را برداشت
كوفه را با نفس خویش چنان مقبره کرد
خطبهای خواند که کار همه را یکسره کرد
من هم از زینبم و در رگ من، خون علی است
سوختم؛ سوختن از عشق تو، قانون علی است
دخترم؛ دختری از تیرهی اُمَّالنّجبا
عمّه، بسته به سرم معجری از جنس حیا
لشکرم، اشک من و سنگر من، ویرانه
درس عزّت بدهم بر پسر مرجانه
آهم، ارثی است که از خطبهی زهرا بُردم
شام گریاند مرا؛ آبرویش را بُردم
عمّه آموخت به من شکوهای از غم نکنم
زخم هم شد؛ سر خود پیش کسی خم نکنم
حرفی از آبله، از زخم به زینب نزدم
خاطرت جمع؛ به نان صدقه، لب نزدم
گلهای نیست؛ گله، حوصله هم میخواهد
من دلم تنگ شده؛ بوسه دلم میخواهد
چند وقت است که شانه نزدی بر مویم
بغلم کن ولی آهسته؛ کمی پهلویم
خورده شلّاق روی بال و پرم؛ چیزی نیست
لگد زجر، شکسته کمرم؛ چیزی نیست
پای چشمم، گُل زخم است؛ فدای سر تو
دخترت می رود از دست؛ فدای سر تو
مهربانم! تو چرا پاره شده لبهایت؟
چقدر خاکی و خونی است سر زیبایت
راهی طشت شدی از سر نی؛ میدانم
گریه کردی وسط مجلس مِی میدانم
بیحیا، جام به دست آمد و من میدیدم
چوبدستی به لبت میزد و من میدیدم
عمّهجان بود مراقب؛ سر ما پایین بود
ولی آن مرد نگاهش چقدر سنگین بود
خواهرم، نه دلم آشفته بماندبهتر
داغ ناموس تو، ناگفته بماندبهتر
پیش من بود اگر امشب، به عمو میگفتم
از غم کوچه و بازار به او میگفتم
آنکه از بام به پیشانی تو سنگ زده
دخترش هم به روی صورت من چنگ زده
در شلوغی و دف و رقص در آن هلهلهها
آه از اشک رباب؛ آه از آن حرملهها
راستی! حال رباب از همه آشفتهتر است
گریهاش بند نمیآید و خونینجگر است
همهی راه، نگاهش به سر اصغر بود
بود گهواره اگر، حال دلش بهتر بود
راستی! باخبری از شب جاماندن من؟
شب هقهق، شب شلّاق زدن بر تن من
از روی مرکب خود، یکسره فریاد کشید
دست من روی سرم بود؛ سرم داد کشید
پدر آنقدر بگویم، نفسم بند آمد
پنجه انداخت به مویم؛ نفسم بند آمد
محصولات مرتبط
اهل حرم
عکس ارسالی شما شامل واترمارک و حواشی طراحی نمیباشد و صرفاً تصویر اصلی تابلو بهصورت خام و باکیفیت ارسال خواهد شد. نسخه ارسالی فاقد قاب و المانهای تزئینی موجود در پیشنمایش است.
بوی بابا
طراحی سینمایی، نورپردازی معنوی و جزئیات لطیف این اثر، آن را به انتخابی خاص برای دکور مذهبی، حسینیه، منزل و موکب تبدیل کرده است. چاپ مخملی باکیفیت و فضای احساسی تصویر، جلوهای ماندگار و معنوی به این تابلو عاشورایی بخشیده است.

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.